چاپ کردن این صفحه

اسلام‌هراسی در روسیه: ریشه‌ها و چالش‌ها

1394 خرداد 23

بررسی ادبیات نظری دربارۀ اسلام­‌هراسی و دلایل آن و همچنین بررسی پیامدهای آن برای مسلمانان در سرتاسر جهان، این واقعیت را آشکار می‌کند که این پدیده، مانند بسیاری از پدیده‌های دیگر جهان مدرن، ابعادی پیچیده­ دارد. ادبیات تحقیقی این حوزه نشان­ می‌­دهد، عواملی مانند نقش جهانی‌شدن رسانه­‌ها و تلقی یکپارچه از جهان اسلام به­ خصوص پس از حوادث 11 سپتامبر، نقشی مؤثر در القای اسلام‌هراسی ایفا می­‌کنند اما واقعیت آن است که برخلاف کشورهای غربی، مسلمانان قرن­ها است در روسیه زندگی­ می­‌کنند و تاریخی پرفرازونشیب را در این منطقه پشت ­سرگذاشته­‌اند؛ بنابراین حکومت‌­های مختلف در این کشور به­‌رغم تلاش برای یکپارچه­‌سازی این کشور (فارغ از ادیان و قومیت­‌های مختلف)، طی سده­‌های گذشته، کارنامه­‌ای متفاوت در مواجه با مسلمانان از خود برجای­ گذاشته‌­اند.

 

اسلام‌هراسی در روسیه: ریشه‌ها و چالش‌ها


فصلنامه مطالعات جهان اسلام؛ مقاله 5، دوره 1، شماره 4، بهار 1393، صفحه 111-136.
نویسندگان
1ـ بهزاد مریدی ؛  2ـ محمد‌سجاد کرمی
1ـ استادیار گروه زبان‌شناسی و زبان‌های خارجی دانشگاه پیام نور
2ـ دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات روسیه دانشگاه تهران

چکیده
هدف مقالۀ حاضر، بررسی روند پیدایش و نفوذ اسلام‌هراسی در روسیۀ کنونی است؛ عاملی مؤثر که روسیه را از سایر کشورهای غربی در مواجهه با مسلمانان متمایز می­‌سازد، ویژگی‌های تاریخی متفاوت و نقش ملی­‌گرایی افراطی است که از رشد جمعیت مسلمانان در روسیه نگران است؛ این عامل با آنکه کم­ و بیش در کشورهای غربی نیز وجود دارد در روسیه ابعادی گسترده­‌تر یافته و بدیهی است با وجود عوامل دیگر، ترس از اسلام و مسلمانان از نظر نژاد اسلاو جدی‌تر باشد؛ همچنین بررسی‌ها نشان‌ می‌دهند که عملکرد رسانه‌­های غربی در معرفی اسلام به­‌عنوان دین ترور و خشونت، بدویت و واپس‌گرایی را می­‌توان در شکل­‌گیری ذهنیت مردم روسیه نسبت­ به مسلمانان مؤثر دانست؛ همچنین بررسی تحول­‌های اخیر در روسیه نشان ­می­‌دهد، دولت روسیه با توجه به تجارب تاریخی تلاش ­می­‌کند که روابط خود را با این اقلیت بزرگ دینی بهبود بخشد و این در حالی است که انجام حملات تروریستی و انتحاری مسلمانان افراطی در بروز ذهنیت ترس از اسلام در میان اقشار غیر­مسلمان روسیه نقشی مهم ایفا می­‌کند. در این مقاله ضمن بررسی وضعیت مسلمانان در روسیه براساس روش توصیفی- تحلیلی، ریشه‌­ها و ابعاد مختلف پدیدۀ اسلام­‌هراسی در روسیه بررسی­ خواهد شد

کلیدواژگان
اسلام‌هراسی؛ تروریست؛ مسلمانان روسیه؛ بنیادگراهای اسلامی؛ فدراسیون روسیه    

اصل مقاله

مقدمه

بررسی ادبیات نظری دربارۀ اسلام­‌هراسی و دلایل آن و همچنین بررسی پیامدهای آن برای مسلمانان در سرتاسر جهان، این واقعیت را آشکار می­‌کند که این پدیده، مانند بسیاری از پدیده­‌های دیگر جهان مدرن، ابعادی پیچیده­ دارد. ادبیات تحقیقی این حوزه نشان­ می­‌دهد، عواملی مانند نقش جهانی‌شدن رسانه‌­ها و تلقی یکپارچه از جهان اسلام به­‌خصوص پس از حوادث 11 سپتامبر، نقشی مؤثر در القای اسلام­‌هراسی ایفا می­‌کنند اما واقعیت آن است که برخلاف کشورهای غربی، مسلمانان قرن­هاست در روسیه زندگی می‌­کنند و تاریخی پرفرازونشیب را در این منطقه پشت­‌سر گذاشته­‌اند؛ بنابراین حکومت­‌های مختلف در این کشور به‌­رغم تلاش برای یکپارچه‌­سازی این کشور (فارغ از ادیان و قومیت‌­های مختلف)، طی سده­‌های گذشته، کارنامه­‌ای متفاوت در مواجه با مسلمانان از خود برجای­ گذاشته‌­اند. مرور رسانه­‌ها نشان­ می‌­دهد که در سال­‌های اخیر، کشور روسیه آبستن حوادثی بوده‌ است که در بطن آن، ضدیت با اسلام به­‌چشم­ می­‌خورد. در سال جاری، گزارش­‌هایی مختلف از پلیس روسیه منتشر شده­ است که نشانگر بی­‌حرمتی به نمادها و سنت­‌های مسلمانان روسیه است؛ برای نمونه در سال‌های اخیر، اقدام­‌های تخریب­‌گرانۀ زیادی در خصوص قبرهای مسلمانان در «نیژنی نوگورود» مشاهده­ شده­ است. در بیستم آوریل ۲۰۱۱ افراد ناشناس، صلیب شکسته، نماد حزب نازی آلمان را روی قبر مسلمانان در قبرستان شهری دیگر رسم­ کرده­ بودند (اهانت به قبور مسلمانان در روسیه، ۱۳۹۰). همچنین گروه ملی­‌گرایان روس در سال­‌های اخیر در حرکتی با عنوان «مارش روسی» به راهپیمایی در شهرهای مختلف روسیه اقدام­ می­‌کنند و در آن، مسلمانان مورد بی‌احترامی قرار می‌گیرند (توهین به مسلمانان در راهپیمایی ملی‌گرایان روس، 1390)؛ در موردی دیگر، نمازگزاران مسجد «آلتین» واقع در روستای «برزووسکی»، هنگامی که برای ادای نماز جمعه به این مسجد ­رفتند، با نوشته‌های نژادپرستانه و ضداسلامی بر دیوارهای مسجد مواجه شدند؛ روی دیوارهای این مسجد با خط درشت نوشته­ شده­ بود: «روسیه از آنِ روس‌هاست» (اهانت به مسلمانان در روسیه، ۱۳۹۰).

بدیهی است که اقدام­‌های بالا، نشانۀ دشمنی عاملان آن با دین اسلام و مسلمانان بوده­ است؛ این حادثه به ­دنبال سلسله وقایعی رخ­داده­است که طی چند سال اخیر، ضد مسلمانان روسیه و شمال قفقاز صور ت­گرفته‌­اند؛ بنابراین به ­نظر می‌­رسد اسلا‌م‌­هراسی، مسئله‌­ای جدی برای آیندۀ مسلمانان روسیه تلقی­می­‌شود.

الف- مطالعات پیشین

آلکسی مالاشنکو در مقاله­‌ای با عنوان «احیای اسلام در دو دهه و پیامدها» به رشد پدیده­ اسلام‌هراسی در روسیه اشاره ­می­‌کند (Малашенко, 2006:3). کاناخ در مقالۀ خود «اسلام‌هراسی پدیدۀ سیاسی قرن 21» گسترش اسلام­‌هراسی در روسیه را نتیجه­ اقدام­‌های سیاسی می­‌داند که با مبارزات ضدقفقازی آغازشده، درحال­ حاضر، رنگ اسلام­‌هراسی به­ خود گرفته ­است؛ وی اشاره ­می‌­کند که اسلام‌هراسی در روسیه به بیشترین حد خود بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی رسیده ­است؛ این پدیده با آغاز جنگ چچن، نیرویی تازه­ یافته و با هر حملۀ تروریستی منسوب به چچنی­‌ها افزایش‌ می‌یابد؛ به این ترتیب، مسلمانان هدف ترس و نفرت روس­‌ها واقع می‌­شوند. کاناخ، معرفی اسلام با تروریسم، بی‌­رغبتی مسئولان برای به­ رسمیت ­شناختن برخی از دستورهای شریعت، انتقاد از جنبه‌­هایی خاص از آموزه­‌های اسلامی و اعمال مذهبی، تأمین ­نشدن خواسته‌­های اجتماعات اسلامی و متهم کردن یکدیگر به وهابیت در منازعات مفتی‌­ها را به­‌عنوان علل اسلام‌هراسی در روسیه برمی‌شمارد (Канах,2008:12). استانیچنکو در مقالۀ «اسلام، کلیسای ارتدوکس روسیه و دولت پس از کمونیسم»، جنگ چچن را در شکل­‌گیری اسلام­‌هراسی در جامعۀ روسیه تأثیرگذار می­‌داند، وی معتقد است شبه‌­نظامیان مسلمان به دشمن اصلی روسیه تبدیل­ شدند و پس از آن، اسلام به­‌عنوان ویژگی نه­‌تنها تروریست­‌ها بلکه مهاجران از جنوب به‌­حساب­ آمد. سال­های 2001 تا 2007 نقطۀ اوج شکل‌گیری و تثبیت این کلیشه در ذهن روس­‌ها است که با حملات تروریستی القاعده و رشد روند مهاجرت که به ­عنوان «مهاجرت مسلمانان» از آن یاد می‌­شد، شدت ­یافت؛ به این ترتیب، تصوری کلیشه‌ای از اسلام در روسیه شکل ­گرفت که آن را با مفاهیمی مانند متجاور و مهاجم، شبه‌نظامیان مذهبی، تجزیه­‌طلب، تروریست، قاچاق مواد مخدر معرفی ­می‌­کرد (Sotnichenko, 2009:7). پراز اوسکاس در مقاله «روسیه و اسلام» بیان­ می‌­کند که جریان رشد اسلام­‌هراسی در روسیه از تحول‌های داخلی و جهانی ناشی می‌­شود. بسیاری از روس‌­ها بر این باورند که تمام اقدام‌­های تروریستی در سطح جهان، توسط مسلمانان و به دلایل به‌­طور صرف، مذهبی صورت ­پذیرفته­‌اند. چنانکه در مطالعات بالا مشاهده ­می‌‌­شود دلایلی متعدد برای رشد اسلام­‌هراسی در روسیه ارائه ­می‌­شوند؛ از اقدام‌­های سیاسی دولت در مواجه با منطقۀ قفقاز گرفته تا مهاجرت مسلمانان و اقدام‌­های تروریستی افراطیون وهابی و به‌­نظر می‌رسد که هریک از این دلایل در جای خود قابل ­توجه است اما توضیحی کامل از وضعیت ارائه ­نمی‌کند؛ برای نمونه، نقش رسانه‌ها در به‌­وجود آمدن احساس نفرت و ترس از مسلمانان در این تحقیق­‌ها چندان مورد توجه نبوده­ است درحالی‌­که سه انفجار در سال ۱۳۸۹ در مترو روسیه و گرفتن انگشت اتهام به سمت مسلمانان این کشور از کانال شبکه‌های خبری، موجی تازه­ از اسلام‌­ستیزی در این کشور را دامن ­زد (افخمی و نیک ملکی، ۱۳۸۸: ۹۲). به ­نظر می‌رسد که مطالعات انجام ­شده در خصوص اسلام‌هراسی در روسیه تا آنجا پیش­رفت‌ه­است که در شرایط کنونی می‌توان عوامل مختلف آن را به ­راحتی از یکدیگر تفکیک ­کرد. در این مقاله تلاش­ می‌شود که با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، تصویری کامل از این پدیده در روسیه امروز ارائه­ شود.

ب- مبانی نظری و روش تحقیق

1- مبانی نظری

اسلام‌­هراسی، مفهومی است که به ترس، پیش­‌داوری و تبعیض غیرعقلانی در قبال اسلام و مسلمانان اشاره­ دارد (Fredman, 2001:121). سابقۀ استفاده از این اصطلاح به دهۀ 1980 م. بازمی‌گردد، اما این اصطلاح پس از 11 سپتامبرِ سالِ 2001 م. رواجی بیشتر یافت؛ به ­بیان­ دیگر، اسلام‌هراسی عبارت است از بازنمایی منفی اسلام و مسلمانان از طریق کدگذاری آنان به مفاهیم کلی مانند «خشونت، ترور، بنیادگرایی، غیرمتمدن­بودن، غیرمدنی زیستن و همۀ عناصری که به ­نوعی ضدهنجارهای انسانی و به­ طور خاص، ضد هنجارهای غربی محسوب­ می­‌شوند» (عاملی، 1386: ۵).

مؤسسۀ «رانیمد تراست» انگلستان که به امر تبعیض و نفرت در این کشور می‌­پردازد، در سال 1997م. اسلام‌­هراسی را به‌­عنوان ترس و نفرت از اسلام و بنابراین ترس و نفرت از تمامی مسلمانان تعریف ­کرد و همچنین بیان­ کرد که این اصطلاح بر تبعیض و طرد مسلمانان از زندگی اقتصادی، اجتماعی و عمومی کشور نیز دلالت ­دارد؛ اسلام‌­هراسی همچنین دربردارندۀ این برداشت است که اسلام بدون ارزشی مشترک با دیگر فرهنگ­هاست، در مقایسه با غرب در موقعیتی فرودست قرار دارد و بیش از اینکه دین باشد، یک ایدئولوژی سیاسی است. در ژانویۀ سال 2001م. در مجمع بین­المللی استکهلم برای مبارزه با عدم­ تساهل، اسلام­‌هراسی در کنار بیگانه­‌هراسی و آنتی‌­سمیتیزم (یهودستیزی) به‌­عنوان نوعی عدم­ تساهل پذیرفته­ شد. ریشۀ کلمۀ islamophobia  از دو کلمۀ islam  و کلمۀ phobia که به­ معنای ترس غیرمعقول از چیزی یا کسی است، تشکیل­ شده­ است. phobia دو کاربرد متفاوت دارد؛ در روان­شناسی درخصوص افراد به معنای بیماری است ولی درزمینۀ اجتماعی به ضدیت با اقوام و ملیت­‌ها که دلالتی سیاسی است، اشاره­ دارد (صالحی نجف­آبادی، 1388: ۲۱).

آنه ماری شیمل، شرق‌شناس و اسلام‌شناس بزرگ آلمانی، به‌صراحت اعلام‌ می‌کند که: «از میان همة ادیانی که مسیحیت با آنها مواجه بوده و به‌الزام سرو‌کار داشته‌ است، دین اسلام را از همه بیشتر مورد سوءتفاهم و درنتیجه حملۀ شدید قرار داده‌ است. برای مدت بیش از هزار سال چنین به‌نظر‌ می‌رسید که اسلام یکی از تهدیدهای عمده (اگر نگوییم عمده‌ترین تهدید) برای مردم اروپاست؛ احساسی که به این باور منجر‌ شده‌ است که اسلام و معتقدان به این دین آسمانی، یعنی مسلمانان، سرسخت‌ترین دشمنان مسیحیت غربی هستند» (شیمل، 11:1375).

 بنا به گفتۀ مالکوم براون و رابرت مایلز، اسلام­‌هراسی گرچه به­‌خودی­‌خود نژادپرستی نیست، بسیار با نژادپرستی تعامل دارد (Miles & Brown, 2003: 163, 164). کتاب کار اجتماعی و اقلیت­‌ها، چشم‌­اندازهای اروپایی اسلام‌­هراسی را به­‌عنوان شکلی جدید از نژادپرستی در اروپا می­‌داند و مدعی است که اسلام‌­هراسی نیز همانند آنتی­‌سمیتیزم در اروپا به‌صورت نژادپرستی و عدم تساهل درآمده‌ است (Johnson, Soydan & Willians, 1998: 182).

شکلی دیگر از اسلام­‌هراسی به‌­صورت درهم‌­آمیختن ملیت (برای نمونه، عرب)، دین (اسلام) و سیاست (تروریسم، بنیادگرایی و مانند اینها) است. براون و مایلز معتقدند که بسیاری از کلیشه­‌هایی که در به‌­وجود­آمدن اسلام­‌هراسی دخیل­اند، در برداشتی خاص از اسلام ریشه ­دارند، مانند این برداشت که اسلام مروج تروریسم است (Miles & Brown, 2003: 166).

بن و جواد معتقدند که خصومت در قبال اسلام با نحوۀ به‌­تصویرکشیدن مسلمانان در رسانه­‌ها به‌عنوان «بربر، غیرعقلانی و جنسیت­‌گرا» پیوندی نزدیک دارد (Benn & Jawad, 2004: 17)؛ اگوروا و تئودور نیز به نقل از برخی محققان اروپایی، چنین بیان‌­می‌­کنند که اصطلاح­‌های به­کاررفته در رسانه‌­ها، مانند «تروریسم اسلامی، بمب‌­های اسلامی و اسلام خشن» باعث برداشتی منفی در قبال اسلام شده‌­اند (Egorova & Tudor, 2003: 2-3).

مؤسسۀ رانمید تراست انگلستان، هشت برداشت درخصوص اسلام­‌هراسی شناسایی­ کرده­ است:

-      اول، تمدن اسلامی بلوکی یکپارچه، ایستا و بدون واکنش در مقابل تغییر است.

-      دوم، تمدن اسلامی به­عنوان دیگری مجزا و بدون ارزش­های مشترک با دیگر فرهنگ­هاست و از آنها تأثیرنمی‌­پذیرد و بر آنها تأثیرنمی­‌گذارد.

-      سوم، تمدن اسلامی (بربر، وحشی، غیرمتمدن، غیرعقلانی و جنسیت­‌گرا) به‌­عنوان تمدنی فرودست در مقابل تمدن غرب درنظر گرفته­ می‌­شود.

-      چهارم، تمدن اسلامی به‌­عنوان تمدن خشن، ستیزه‌­جو، تهدیدکننده و حامی تروریسم شناخته‌ می‌شود.

-      پنجم، از اسلام به­‌عنوان ایدئولوژی سیاسی برای اهداف سیاسی و نظامی استفاده­ می­‌شود.

-      ششم، خصومت نسبت­ به اسلام به ­عنوان توجیهی برای رفتارهای تبعیض­‌آمیز در قبال مسلمانان مورد استفاده قرار می­‌گیرد.

-      هفتم، انتقادهای مسلمانان درخصوص غرب، انتقادهایی کهنه و منسوخ است.

-      هشتم، خصومت ضد اسلام، امری عادی درنظر گرفته ­می‌­شود (فدراسیون بین‌­المللی حقوق بشر هلسینکی، 1388: 15 و 16).

اما این برداشت‌­ها چگونه شکل‌­گرفتند و به چه دلیل گسترش­‌یافتند؟ در این زمینه نظریه‌­هایی متعدد وجود دارند که مهم­ترین آنها نظریه­ است که هویت جهان غرب و بقای آن را در تمایزش با شرق و تمدن‌­های دیگر می‌­داند. روفین، نویسندۀ فرانسوی در کتاب امپراتوری و بربرهای جدید، اسلام‌­هراسی را ناشی از تلاش غرب برای ساختن دشمنی جدید پس از فروپاشی اتحاد شوروی تلقی ­می‌­کند؛ این دشمن‌­تراشی از آن روست که غرب یا الیت حاکم بر آن، برای حفظ اتحاد و یکپارچگی تمدنی خود به چنین دشمنی نیاز دارد (نقیب­زاده، 3:1384). بیشتر نویسندگان قائل به طرح اسلام­‌هراسی بر این باورند که غرب پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به دشمنی نیاز داشت که برای تمدن غربی، نقش یک «غیر یا دیگر» را ایفا کند و به دلایلی چند، اسلام و مسلمانان در چنین جایگاهی قرار گرفتند. وجود یک «غیر و دیگر» به انسجام و یکپارچگی تمدنی کمک ­می‌­کند. ازاساس، بسیاری از متفکران بر این باورند که هر گفتمان یا ایدئولوژی، تنها زمانی از پس ایفای کارکردهای خود برمی‌­آید که غیریت‌­سازی ­کرده ­باشد و مرزهای میان خود و «غیر» را آشکار ساخته ­باشد؛ به نظر این متفکران، بدون «غیریت‌­سازی» هیچ گفتمانی به تفوق و سلطه و به‌­عبارتی به هژمونی دست ­نمی‌­یابد؛ غرب نیز برای اینکه هژمونی گفتمانی خود را پس از جنگ سرد و فروپاشی شوروی حفظ ­کند به یک غیر نیازداشت که همانا «اسلام» بود. ادوارد سعید، متفکر مشهور عرب نیز دیدگاهی به‌­نسبت مشابه دارد (سعید، 48:1379).

در اینجا اسلام به‌عنوان خطری برای مغرب زمین درنظر‌گرفته‌می‌شود و تنها راه ممکن برای رهایی از این وضعیت، «مدرن‌شدن» جوامع مسلمان خواهد‌بود. به‌ اعتقاد سعید، اسلام در غرب به‌صورت سیاسی درآمده‌است. اسلام به بلاگردانی برای شکست‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی سیاستمداران تبدیل‌شده‌است. سیاستمداران و صاحبان قدرت غربی همیشه در‌پی شکست خود، اسلام را مقصر می‌دانند و اسلام به شکل ابزار درآمده‌است؛ نه‌تنها در غرب بلکه در برخی از کشورهای اسلامی نیز وضع به همین منوال است. سعید نشان‌می‌دهد که چگونه کشورهای غربی درخصوص اسلام و کشورهای اسلامی، موضعی پیشداورانه و سیاسی دارند و به مظاهر تمدن اسلام نظیر ادبیات، هنر و ... بی‌توجه‌اند و گروه­هایی کوچک را که در بسیاری از مواقع، کارهای خلاف قانون و به‌عبارتی، تروریستی انجام­می­دهند، نمایندة مسلمانان معرفی­می­کنند؛ این وضعیت در سال­های پس از 11 سپتامبر 2001 نمودی روشن در انتخابات کشورهای غربی پیداکرد و اکنون نیز با موج بحران­های اقتصادی، مهاجران و به­خصوص، مسلمانان آماج حملات همۀ سیاستمداران و احزاب سیاسی قرارگرفته­اند.

صالح نجف‌آبادی پس از اشاره به دیدگاه غالب در موضوع اسلام­هراسی که آن را زاییدۀ رسانه­ها و نخبگان غربی برای دگرسازی از اسلام در برابر غرب می­داند، اعتقاددارد که درعین­حال، برخی رفتارها و باورهای ناموجه در میان برخی مسلمانان یا علما که هیچ پایه­ای در قرآن و سنت ندارد به شکل­گرفتن این تصویر خشن و غیرانسانی از اسلام در رسانه­ها و افکار عمومی غرب کمک­کرده­است. به نظر او، گفتمان اسلام­هراسی، اکنون گفتمان هژمونیک در غرب است که به­طور عمده، تحت تأثیر دو عامل بالا بر این هژمونی دست­یافته­است؛ هم نیاز غربی­ها به ارائه­ یک «غیر» که اسلام و مسلمانان است (به­ویژه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی) و هم برخی باورها و رفتارها که ارائۀ آن در رسانه­های غربی و اغراق دربارۀ آن و تعمیم آن به همۀ مسلمانان کمک­کرده­است تا اسلام به‌عنوان دینی خشن و مخالف حقوق بشر و زنان و مخالف مدنیت غربی، معرفی­شود و این دو عامل، مددرسان گفتمان اسلام­‌هراسی بوده‌­اند؛ درعین­‌حال، نویسنده از نقش کنشگران سیاسی نومحافظه‌­کار یادمی‌­کند که به دلایل فکری و مذهبی و حتی اقتصادی و برای تأمین منافعشان به اسلام‌­هراسی روی‌آورده­‌اند (صالح نجف‌­آبادی، 1388: ۳۰۱)؛ متفکرانی مانند هانتینگتون و برنارد لوئیس با طرح ایدۀ گسست تمدنی در ارائۀ این تصویر نقش‌­داشته‌­اند (صالح نجف‌­آبادی، 1388: 302). با مرور نظریات غالب دربارۀ اسلام‌­هراسی می‌­توان ریشه‌­های اسلام‌­هراسی را در موارد زیر خلاصه ­کرد:

-      اول، بقای غرب در نشان­‌دادن تمایز با دیگری (غیریت‌­سازی)؛

-      دوم،  گسست تمدنی میان تمدن غرب و تمدن اسلامی؛

-      سوم، گروه­‌های رادیکال اسلامی مروج تروریسم.

اما اگر این فرض را بپذیریم که طرح «غیریت­­سازی» جهان غرب برای حفظ حیات ایدئولوژیک خود  و همچنین طرح گسست تمدنی توسط لوئیس و هانتینگتون و رفتار گروه­های اسلامی رادیکال، همگی دست­‌به­‌دست هم داده­‌اند تا طرح اسلام­‌هراسی از طریق حکومت­‌ها، روشنفکران و طی فرایند جهانی‌شدن از طریق رسانه‌­ها گسترش ­یابد؛ آیا این وضعیت در روسیه نیز همین مسیر را طی ­می­کند؟ و آیا موقعیت جامعۀ روسیه با سایر کشورهای غربی متناظر است؟ اما پیش از پاسخ به این پرسش، آشنایی با تاریخ روسیه و موقعیت مسلمانان در این کشور راهگشا خواهد بود؛ همین تاریخ، تفاوت‌ میان روسیه با سایر کشورهای غربی را آشکار خواهد کرد؛ به­ بیان ­دیگر، مسلمانان در روسیه ریشه‌­ای عمیق دارند و پیش از شکل‌­گیری مرزهای امروزی در آن سرزمین‌ها زندگی ­می‌کرده‌­اند؛ بنابراین موقعیتشان نسبت­به مسلمانان غرب که بیشتر، مهاجران کشورهای آسیایی و آفریقایی هستند، متفاوت است.

2- روش تحقیق

روش تحقیق توصیفی (Descriptive Research) آنچه را که هست، توصیف و تفسیرمی­کند و به شرایط یا روابط موجود، عقاید متداول، فرایندهای جاری، آثار مشهود یا روندهای در حال گسترش توجه­دارد؛ تمرکز آن در درجه اول به زمان حال است، هرچند اغلب، رویدادها و آثار گذشته را نیز که به شرایط موجود مربوط می‌شوند، بررسی­می­کند. تحقیق توصیفی، شامل مجموعه روش‌هایی است که هدف آنها توصیف­کردن شرایط یا پدیده‌های مورد بررسی است. اجرای تحقیق توصیفی می‌تواند تنها برای شناخت شرایط موجود یا یاری­دادن به فرایند تصمیم‌گیری باشد (بازرگان،1383: ۶۷).

محقق در این نوع پژوهش، توصیف عینی، واقعی و منظم یک موقعیت را به­انجام­می‌رساند؛ پژوهشگر در این‌گونه تحقیق­ها تلاش­می­کنند تا نتایج عینی را بیان­کند؛ این تحقیق در پاسخ به پرسش­هایی مانند چقدر؟ چه کسی؟ و چه اتفاقی­خواهدافتاد؟ است. تمرکز اصلی در درجه اول به زمان حال است.

اجرای تحقیق توصیفی ما را قادرمی‌سازد که شرایط موجود را بشناسیم و امکان تصمیم‌گیری را فراهم­می‌کند. یکی از روش‌های توصیفی، روش موردی (ژرفانگر) است. در این روش، حوزه تحقیق یک مورد خاص نظیر یک فرد یا یک خانواده یا یک گروه یا یک مؤسسه یا یک جامعه است و پژوهشگر تلاش­مى‌کند، ویژگى‌هاى خاص آن مورد را بررسى­کند. موردى­بودن پژوهش این امتیاز را دارد که محقق مى‌تواند به نتایجی دقیق‌تر و عمیق‌تر از آن دست‌­یابد و این عیب را دارد که نمى‌توان یافته‌هاى تحقیق مربوط به آن را به موارد دیگر تعمیم ­داد.

با این مقدمه و با توجه به اینکه موضوع اسلام‌هراسی در کشورهای مختلف با همۀ اشتراک‌­های موجود در جوامع، مانند رسانه‌های جهانی، ابعادی گوناگون و پیچیده‌ دارد، در این مقاله تلاش­‌می‌کنیم با توصیف وضعیت مسلمانان از گذشته تا امروز، نگاهی عمیق‌تر به جامعۀ روسیه و ریشه‌ها و ابعاد اسلام‌هراسی در آن بیندازیم.

پ- مسلمانان روسیه

فدراسیون روسیه با حدود 142 میلیون و هشتصد هزار نفر جمعیت، ششمین کشور جهان و دارای رشد جمعیت منفی است. 73 درصد (4/3) خاک روسیه در بخش آسیایی و مابقی آن در بخش اروپایی قرار دارد. بیشتر جمعیت روسیه در غرب این کشور (بخش اروپایی) زندگی‌می‌کنند. حدود 80 درصد (115 میلیون تن) از مردم روسیه از نژاد روسی هستند و سایر نژادهای این کشور عبارت‌اند از: تاتار، اوکراینی، چوواش، چچنی، ارمنی، داغستانی، مغول، آواری، اینگوش، چرکس، بالکار، اوستیایی، آذری، گرجی و ...؛ زبان رسمی روسیه، زبان روسی است؛ اما ۲۷ زبان رسمی دیگر نیز در جمهوری‌ها و مناطق خودگردان این کشور وجوددارند. روسیه ۲۱ جمهوری خودگردان دارد که بیشتر در جنوب باختر کشور (قفقاز شمالی) قراردارند. مذهب بیشتر مردم روسیه، مسیحی ارتدوکس است و دیگر مذاهب عبارت­اند از: کاتولیک­‌ها، پروتستان­‌ها، ارامنۀ کریگوریان، بودائی­‌های لامایی، یهودیان و مسلمانان که به­‌طور عمده، اهل تسنن هستند؛ مسلمانان، دومین دین بزرگ (15 تا 20 میلیون جمعیت) را در روسیه تشکیل­‌می‌­دهند.

اسلام در روسیه بیش از 1400 سال قدمت­ دارد. در منطقۀ «پاولژیه» (سواحل رودخانه ولگا) اسلام به‌­طور تقریبی، صد سال جلوتر از گرایش روسیه به شاخۀ ارتدوکس مسیحیت به­‌عنوان مذهب رسمی وجود ­داشته­ ‌است؛ درحال ­حاضر، اسلام از لحاظ تعداد پیروان، دومین مذهب رسمی روسیه بعد از ارتدوکس به­‌شمارمی‌آید. درحال­‌حاضر بنا به ارزیابی کارشناسان بین 15 تا 24 میلیون مسلمان در روسیه زندگی­ می‌کنند. بنا به گزارش ادارۀ دینی مسلمانان در بخش اروپایی روسیه، در استان مسکو بیش از 3 میلیون مسلمان و در خود شهر مسکو در حدود 1 میلیون و 500 هزار تا 2 میلیون نفر مسلمان سکونت ­دارند.

مسلمانان روسیه بیشتر، اهل تسنن (شاخه‌های حنفی و شافعی) هستند. در «پریولژیه»، داخل روسیه و سیبری، اغلب مسلمانان از شاخة حنفی و در قفقاز (به­غیراز آذربایجانی‌ها) شافعی­اند. پیروان شاخه‌های حنبلی بسیار کم و از شاخۀ مالکی به­طور تقریبی وجودندارد. بیشتر شیعه‌های جعفری را آذربایجانی‌ها (در حدود 2 میلیون نفر) تشکیل­می‌دهند.

1- موقعیت مسلمانان در امپراتوری روسیه

در دوران تزارها و به­خصوص تحت حکومت پترکبیر، اصلاحات رادیکالی طراحی­شد که برای توسعة بیشتر کشور به سمت کشورهای آسیایی و افزایش طول این مسیر به سمت غرب صورت­گرفت؛ در این دوره از اصلاحات، کلیسای ارتدکس روسیه به­عنوان نمادی از استقلال روسیه به‌شمارمی­رفت.

تسلط بر اقوام، یکی از مسائل اصلی تزارها بود و این تسلط بر اقوامی که غیر از زبان در مذهب هم با روس­ها تفاوت­داشتند جدی‏تر می‏شد؛ طبق گفتة لنین، روسیة تزاری به‏ زندان اقوام، مبدل‌شده‌بود و به دو گروه اجتماعی با عنوان گروه حاکم و گروه بیگانه تقسیم­شده­بود (جلایی­پور، 46:1376). تزارها در تسلط قومی بر بیگانه‏ها از حمایت همه‏جانبة کلیسای‏ ارتدوکس بهره­مند بودند؛ آنها برای تغییر مذهب اقوام، در میان فرقه‏های کوچک مذهبی‏ غیرمسیحی موفق بودند اما درخصوص مسلمانان آسیای مرکزی و قفقاز و ارمنی‏ها موفق‏ نبودند. مرزهای تقسیم­های کشوری (استان­ها و مناطق) را از درون خاک گروه­های قومی‏ می‏گذراندند و درحدامکان از ایجاد همبستگی قومی و تشکیل نهادهای قومی در میان آنها جلوگیری­می‏کردند؛ زبان و فرهنگ آنها را در مقابل فرهنگ و تمدن برتر روسی تحقیرمی‏کردند؛ به اختلاف­های قومی دامن­می‏زدند (مانند قتل‏عام مسلمانان در منطقة ارمنستان و یهودیان در جنوب)؛ بدین‌ترتیب قدرت، نظامی تزارها، ناسیونالیزم افراطی‏ روسی (طبق تفسیر طبقات حاکم)، حمایت و توجیه همه‏جانبة کلیسای ارتدوکس، عوامل مهم‏ کنترل نیروی قومی و مذهبی تا پایان قرن نوزدهم در امپراتوری روسیه بودند (جلایی­پور، 46:1376).

2- موقعیت مسلمانان در دوران حاکمیت کمونیسم

 انقلاب بلشویکی اکتبر 1917، پایه‌­های دولت و جامعۀ روسیه را درهم‌­شکست؛ در همان زمان 18 میلیون مسلمان روس که در فقر می‌­زیستند، وعدۀ بلشویک‌­ها را برای صلح و عدالت اجتماعی مطالبه‌می‌­کردند. ابتدا رهبران انقلاب به معضلات قومی و مذهبی توجه‌­نشا‌‌ن‌­دادند و استقلال قومی را به­رسمیت ­شناختند اما با تثبیت موقعیتشان در اواسط دهۀ 1920 و با این طرح که معضل اساسی جوامع، نظام طبقاتی است و باید برای ازمیان ­برداشتن آن، متحد شد ایدئولوژی جایگزینی برای ناسیونالیسم دوره تزارها آشکار شد که کم و بیش، راه را بر تفاوت‌­های قومی و مذهبی بست؛ از سال 1927 مبارزۀ قاطعانه با دین آغازشد؛ در سراسر کشور، مدارس دینی تعطیل شدند؛ اصل تربیت غیردینی کودکان، اساس برنامه­‌های آموزشی مدارس را تشکیل ­داد؛ در این دوران، بسیاری از مساجد، همانند بسیاری از کلیساها بسته بودند؛ برای نمونه، مسجد ماراکانی در کازان تنها مسجدی بود که فعالیت ­می‌­کرد.

پس از لنین و در دوران رهبری استالین، مهاجرت‏ روس­‌ها به مناطق غیرروسی تداوم ­یافت. آموزش طرح‏های حزبی از طریق مدارس و واحدهای فرهنگی شدت­ یافت. اقتصاد محلی هرچه بیشتر به اقتصاد مرکز وابسته شد؛ سازمان اداری هرچه بیشتر متمرکز و عمودی (از بالا به پایین) شد. هرچه بیشتر مذهب در بند کشیده شد و نظریه ایجاد یک «جامعه تاریخی یا جامعه شوروی» که در اصل یک سیاست «انهدام‏ قومی و ملی» بود، تقویت ­شد، 100 هزار چچن، آلمانی، تاتاری... از جمهوری‏ روسیه به آسیای مرکزی و سیبری به‏ عنوان خیانت ضد «جامعۀ شوروی» تبعید شدند؛ در این‏ دوره یک حکومت مبتنی ­بر «سلسله ­مراتب ملی» تشکیل ­شده که در رأس آنها روس­‌ها به ‏عنوان‏ قوم برتر قرار داشتند و سپس جمهوری‌‏های اوکراین، بیلوروس، سه جمهوری بالتیک و قزاقستان، جمهوری‏‌های قفقاز و آسیای مرکزی قرار گرفتند (جلایی­پور، 49:1376 )؛ چنانکه می‌بینیم ریشۀ اختلاف­‌ها و بدبینی‌های قومی و مذهبی امروزی در روسیه بیش از صدها سال قدمت ­دارد؛ این واقعیت، ماهیت اسلام‌ستیزی در روسیه را نسبت ­به کشورهای غربی متمایز می‌سازد و آن را با مسائل قومی گره‌زده‌است.

۳- موقعیت مسلمانان در شرایط کنونی

اولین جلوه­های اسلام در سال 1990 پس از فروپاشی شوروی، پدیدار شد. تعداد زائران از روسیه به مکه پس از فروپاشی شوروی افزایش­یافت. بنابر آمار، در سال 2000، بیش از 18 هزار مسلمان زائر روسی از سراسر کشور برای حج به عربستان، عازم شدند. مدرسۀ فرهنگ اسلامی در روسیه، در سال 1991 در مسکو باز شد. امروزه کپی­های قرآن در روسیه در دسترس هستند و مساجد در مکان­های که مسلمانان در آنجا سکونت­دارند، ساخته­می­شوند. طی ده سال گذشته احیای اسلام در روسیه با احداث مساجدی (در سال 2001 تعداد آنها بیش از 4 هزار مسجد بوده­است) به­صورت فعالی جریان­داشته­است. در شهر مسکو، شش مسجد فعال هستند که طی سال‌های آینده قراراست یازده مسجد دیگر نیز احداث­شوند. فروشگاه‌های ویژه، رستوران‌ها، مراکز مشاوره بانوان، بیمارستان‌ها، آرایشگاه‌ها، آژانس‌هایی ویژه جذب کارکنان و بنگاه‌های امور برگزاری آیین و مراسم جشن و سوگواری، دفاتر وکلا، بنیادهای خیریه و آموزشی، نشریات و چاپخانه و سازمان‌های حقوقی ویژه مسلمانان در حال تأسیس­اند.

تعداد مساجد در این کشور، به­طور مکرر درحال افزایش است. فعالان دینی امکان انجام وعظ و تبلیغ را به‌صورت آزادانه دراختیاردارند. سازمان‌های دینی و والدین، آزادانه می­توانند به تربیت نسل در حال رشد بپردازند و فرزندان خود را براساس اصول اسلامی تربیت­کنند. بهتر است فراموش­نکنیم که طی شصت سال حضور دولت شوروی در سرزمین روسیه، هیچ مؤسسه و محلی برای تحصیلات دینی مسلمانان وجودنداشت. امروز چندین و چند مؤسسه برای این امر اختصاص­داده­شده­اند که خادمان اسلام در آن آماده می‌شوند؛ این مسئله نیز خالی از اهمیت نیست که مسلمانان روسیه به­واقع، خود را بخشی از دنیای مسلمانان احساس­می‌کنند (شریفی، ۱۳۸۹).

۴- بحران رشد جمعیت مسلمانان در روسیه

هم­اکنون شمار مسلمانان روسیه بیش از 20 میلیون نفر بیان­ شده­ است که 13/8 درصد از جمعیت 145 میلیون نفری فدراسیون روسیه را شامل می‌شوند. (Hunter, 2003: 43) جمعیت مسلمان مسکو حدود دو میلیون و پانصد هزار نفر است که این شهر را در میان همۀ شهرهای اروپایی به بزرگ­ترین شهر مسلمان تبدیل­ کرده­است. با وجود شمار بالای جمعیت مسلمانان روسیه، آنها در تشکیل هویت رسمی نقشی ندارند. این در حالی است که جمعیت روسیه به 130 تا 135 میلیون در 2015 کاهش­ خواهد یافت (دیاب، 1385: ۶۵) و با رشد جمعیت کنونی تا آن زمان، ممکن است جمعیت مسلمانان روسیه به 15 تا 17 درصد کل جمعیت روسیه (بدون احتساب مهاجران مسلمان) برسد (Malashenko, 2006: 6) یا حتی شمار مسلمانان از مسیحیان ارتدوکس هم بیشتر شود (ابراهیمی ترکمان، 1388: 3) زیرا براساس آمارهای رسمی دولت روسیه، جمعیت اسلاوهای روسیه هر ساله حدود 1 میلیون نفر کاهش­ می‌یابد ولی جمعیت خانواده‌های مسلمان به دلیل علاقه آنان به داشتن فرزندان بیشتر، همواره در حال افزایش بوده­ است (براری، 1388: 33). براساس پیش‌بینی جامعه‌شناسان روس در سال 2020 از هر پنج شهروند روس یک نفر، مسلمان خواهدبود (وضعیت مسلمانان در روسیه، 1384: 23)؛ این افزایش جمعیت در شهرهای مرکزی بزرگ روسیه، بسیار ملموس خواهدبود؛ برای نمونه، جمعیت مسلمان مسکو در 1989، 250 هزار نفر بود که در دهۀ 1990 به یک میلیون نفر رسید. این در حالی بود که سیاست‌های تبعیض ضد مسلمانان به­ شدت اجرا­می‌شد؛ ساده‌ترین نمونۀ آن، اخراج هزاران مسلمان مهاجر از مسکو بود (Maryniak, 1999: 13).

اما در شرایطی که بومی‌ها و اقوام روسی به دلیل کاهش زاد و ولد برای ادامۀ بقای خود با چالش جدی روبرو هستند، هر سال، موجی از مهاجران از مناطق به­‌طور عمده مسلمان آسیای مرکزی به روسیه هجوم­ می‌آورند؛ ازسوی ­دیگر، دولت روسیه این جمعیت را خطری بزرگ برای خود می‌داند چون دو جنگ در شمال قفقاز با حضور تندروهای اسلامی صورت­ گرفته ­است. در دورۀ پس از شوروی، اقلیت‌های قومی، نژادی و مذهبی که بیشتر در قالب مهاجر (قدیمی و جدید) در روسیه حضور داشته‌­اند و دارند، بخشی از تصویر مبهم این دشمنِ جدید مشکل‌زا را شکل­‌داده، بهانه‌ای برای احالۀ مشکلات شده‌اند (Charny, 2005: 18). طبق یک نظرسنجی در سال 1384 حدود 40 درصد مردم روسیه معتقد نیستند که مهاجران بتوانند به توسعۀ روسیه کمک­ کنند، 60 درصد معتقدند مهاجرت شرایط جرم و جنایت را بدترکرده، 70 درصد با محدودکردن جریان مهاجرت به روسیه موافق­‌اند. آمار قربانیان خشونت‌های نژادپرستانه در روسیه نیز از آن، حاکی است که طی سال‌های اخیر، بیشتر آنها مهاجران کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز بوده‌اند که نتوانسته‌اند با شرایط محیط جدید وفق‌­یافته، محیط نیز به جذب آنها تمایلی ­نداشته ­‌است؛ نتیجۀ این وضعیت، شکل‌گیری فضایی از نارضایتی و اغلب، دشمنی از سوی اسلاو‌ها به این مهمانان ناخوانده بوده­ است.

سیاست­‌های افزایش جمعیت روسیه تا دو دهۀ آتی، تأمین‌کنندۀ نیروی کار روسیه نخواهند بود. نیروی کار مهاجر از کشورهای جنوبی و مسلمان‌­نشین به روسیه، وارد خواهند شد؛ باوجوداین، همان‌طورکه رشد بیگانه­‌ستیزی و نژادپرستی در روسیه در حال رخ­‌دادن است، اغلب روس‌ها با مهاجرت غیراسلاوها مخا‌‌لف‌­اند. با افزایش جمعیت مسلمانان، شاهد ارتقای حضور نخبه‌­های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و  اقتصادی مسلمانان در عرصۀ تصمیم­سازی روسیه خواهیم­ بود. با افزایش جمعیت مسلمانان بعد از سی سال شاهد ظهور سیاستمدارانی جدید هستیم که نمایندۀ منافع گروه­های مختلف براساس وابستگی­‌های قومی مذهبی هستند. مسلمانان می‌­توانند تا سال 2016  بیشترین جمعیت ارتش روسیه و تا سال 2020، حدود یک­‌پنجم جمعیت این کشور را تشکیل ­دهند؛ این امر، تأثیرهای فرهنگی و سیاسی شدیدی بر آیندۀ روسیه خواهد داشت، زیرا نژادهای غالب روسی از این که هویت ملی روسیه به لحاظ نژادی به­ چالش ­کشیده ­شده، ناراحت هستند. تغییر ساخت نژادی جامعه و رشد اسلام افراطی، تنش­‌های نژادی را میان شهروندان روسی تشدید کرده ­است. تغییرهای جمعیتی بر توانایی یک کشور در کسب قدرت تأثیر­دارد. نیروی نظامی روسی در سربازگیری و عضوگیری ناکام ­مانده­است؛ همچنین مشخص نیست این اکثریت مسلمان که باعث ایجاد یک ارتش غیرروسی می‌­شوند، پرچم این کشور را با علاقه حمل ­کنند. امکان به­وجودآمدن جنبش­‌های شبه‌مذهبی وجودد ارد که این جنبش­ها داعیۀ جدایی­‌طلبی نخواهندداشت. به ­احتمال، اسلام افراط­‌گرایانه با عناوینی مانند وهابیت و بنیادگرایی به حیات خود ادامه­ خواهدداد. پس از پانزده سال، تروریسم با شعارهای مذهبی، بلای جان روسیه خواهدبود و به­‌رغم این شرایط حکومت مرکزی ناچار خواهد شد با اسلام­گرایان میانه‌­رو مذاکره ­کند و شاهد برخوردهای قومی ـ مذهبی خواهیم ­بود و اسلام‌­هراسی رشد خواهد یافت و در زندگی عادی و سیاسی شهروندان روسیه تثبیت ­خواهد شد (Malashenko, 2006: 12).

روسیه، بخشی جدایی‌­ناپذیر از جهان اسلام است و برای توسعة روابط با کشورهای اسلامی تلاش­ می­‌کند. پیروان مذهب اسلام در روسیه مانند مسلمانان ساکن کشورهای اروپایی، مهاجر نیستند و مسلمانان، اتباع روسیه هستند که د‌ه­ها نسل آنها در این کشور زندگی ­می‌کنند. فرهنگ اسلام، بخش ­جدایی­ناپذیر فدراسیون روسیه است. نظام بی‌دینی از حکومت روسیه کنارگذاشته ­شده و دولت این کشور از فعالیت‌های مذهبی حمایت ­می‌کند.

ولادیمیر پوتین در ماه اکتبر سال 2003 به‌عنوان مهمان در نشست سازمان کنفرانس اسلامی در مالزی حاضر شد و در سال 2005، روسیه پس از انتظاری طولانی به‌­عنوان ناظر به سازمان کنفرانس اسلامی، وارد شد. همایش سراسری مسلمانان روسیه برای نخستین بار از سال ۱۹۱۷ تاکنون در محل هتل ریتس کارلتون مسکو برگزارشده­ است.

در مواردی، این نگرانی که دولت روسیه قصد دارد تا تشکیلات رهبری مسلمانان را تحت کنترل داشته ­باشد، در سخنان مفتی‌های روسیه دیده­ شده­ است. مواردی دیده­ می‌شود که نشانگر رشد پدیدۀ اسلام­‌هراسی سیستماتیک در روسیه هستند. در برخی موارد، مفتی‌های روسیه دولت را به تلاش برای تسلط بر مسلمانان با ایجاد مرکز فتوای تحت نظر خود متهم­ می‌­کنند و از اینکه رسانه‌های روسیه سعی­ دارند مسلمانان را در اقدام­های تروریستی اخیر انجام­ گرفته در روسیه متهم ­کنند، نگران بوده، خواستار توقف این موضوع هستند.

مسکو با هدف پایش مسلمانان ترجیح­ می‌دهد نهادهای مسلمانان رودرروی یکدیگر قرارگیرند؛ این سیاست با پشتیبانی گاه‌­به‌­گاه از یکی از این نهادها دنبال­ می‌شود. ازآنجاکه اداره چند سازمان یکپارچه آسان‌تر از اداره سازمان‌های متعدد و بدون رهبر مشترک است، مسکو ترجیح­ می‌دهد سازمان‌های اداری- دینی مسلمانان زیر نظارت دو یا چند رهبر روحانی مشخص باشند؛ مسکو ترجیح ­می‌دهد این رهبران روحانی از طیف متجدد و نزدیک به دولت و کلیسا باشند ولی به دلیل نیرومندی طیف‌های دیگر ناگزیر است به آنها نیز توجه­ کند (حسینی، 1389: 10).

روحانیان مسکو را در سه دسته محافظه­‌کار، تندرو و پیشرو می‌توان­ قرارداد؛ گروه محافظه­‌کار را روحانیان متعلق به زمان شوروی تشکیل­ می‌دهند که از اسلام سنتی طرف­داری­ می‌کنند و به‌­دنبال نقشی جدی برای اسلام و مسلمانان در حوزه سیاست و جامعه نیستند؛ اسلام تندرو بیش از تکیه بر طبقه‌ای از روحانیان به گونه‌ای از اندیشه دینی و اسلامی وابستگی­ دارد که در قالب حرکات و جنبش‌های گوناگون، بیشتر در قفقاز و گاه مناطق مرکزی روسیه بروز کرده ­است؛ اسلام پیشرو نیز، خط‌‌‌مشی گروهی از روحانیان جوان باقی­مانده از دوره شوروی و همچنین نسل تازه روحانیان روسیه است که افزون­‌بر گسترش آموزش‌های اسلامی درصدد آشنایی اعضای خود به دانش و آگاهی‌های روز و افزایش نقش مسلمانان روسیه در حوزه‌های سیاسی و اجتماعی هستند؛ این گروه تعاملی جدی‌تر با دولت و کلیسای ارتدوکس دارند و خواستار نقش جدی اسلام در عرصه‌های سیاسی- اجتماعی روسیه هستند؛ چنانکه به‌­نظر می‌رسد زمان نیز به سود آنان سپری­ خواهد شد (سنایی، 1385: 18).

ت- اسلام‌هراسی در روسیه

باوجوداین آیا اسلام­‌هراسی به معنایی که در بخش نظری این مقاله آمد، در روسیه وجوددارد؟ این اعتقاد هست که اسلام­‌هراسی در روسیه به آن شکلی که در اروپا وجوددارد، در روسیه دیده ­نمی‌­شود، چراکه مسلمانان از مسجد رانده ­نمی‌­شوند و در انجام مراسم مذهبی مانعی برای آنها وجودندارد و از آنها خواسته­ نمی‌­شود که عقاید مذهبی را کنار بگذارند. مهم‌­ترین اتفاق را می­‌توان در اقدام­‌های دولت به­‌منظور مقابله با گروه‌­های تندرو با عنوان «وهابیت» بررسی­ کرد. به‌­طورکلی اسلام­‌هراسی در روسیه در نگرشی تبعیض‌آمیز به مهاجرانی توجه­‌دارد که از مناطق مسلمان­‌نشین آمده­‌اند و نوعی ترس و نفرت نسبت‌­به اسلام به‌­عنوان یک جهان‌­بینی و سبک زندگی در این کشور دیده­ می‌­شود.

در مفهوم عمومی، اسلام‌­هراسی در روسیه نوعی از بیگانه­‌هراسی به‌­شمارمی‌آید. اسلام‌­هراسی در روسیه با مشابه غربی آن تفاوت‌­دارد. حکومت شوروی توجه خود را از سنت­‌های مذهبی به هویت ملی منتقل­‌کرد؛ این روش را فدراسیون روسیه نیز به ­ارث ­برده ­است و حکومت آن، توجه اصلی را به سیاست‌­های ملی معطوف ­کرده ­است. اما با توجه به روند جهانی افزایش نقش دین‌­های سیاسی، به­‌ویژه اسلام، توجه دولتی به مسئله مذهب رو به رشد است. روسیه قدرتی استعمارگر محسوب ­نمی‌­شود، به همین دلیل در برابر ملت‌­های مسلمان گناهکار به‌­شمار نمی‌­رود. روسیه همیشه نقطه تقاطع شرق و غرب بوده و به همین دلیل، اسلام­‌هراسی، ویژگی وراثتی آن نیست. اسلام‌­هراسی در روسیه بیشتر در میان افرادی دیده ­می‌­شود که از وضعیت پایین اقتصادی و فرهنگی رنج­ می­‌برند (Бокова, 2010: 14). ترس فزایندۀ غیر­مسلمانان از اسلام، بدبینی فزایندۀ مسلمانان روسیه به مسئولان جنگ چچن، بمب‌گذاری‌­های تروریستی در روسیه و معادل­ قراردادن تروریسم با اسلام به رشد اسلام‌­هراسی در روسیه کمک­ خواهندکرد (Prazauskas, 2008: 16).         
 

Islamofobia   

۱- ریشه­‌های اسلام هراسی در روسیه

1-1- غیریت‌­سازی با جهان اسلام

«آیا بقای روسیه در غیریت­‌سازی در مقابل فرهنگ اسلامی است؟ به ­بیان ­دیگر، آیا غیریت­‌سازی با تمدن اسلامی و با ساخت دشمن فرضی به یکپارچگی کشور روسیه کمک­ خواهد کرد؟»؛ این نظریه درون خود دارای پیش‌­فرضی بدین مضمون است که فرهنگ و جامعۀ روسیه، دارای کلیتی یکپارچه و واحد است که برای حفظ این وضعیت به دشمنی فرضی نیاز است؛ اما واقعیت تاریخی در روسیه نشان­ می‌­دهد که بزرگ­‌ترین چالش امپراتوری روسیه و همچنین روسیه کنونی، حکومت بر سرزمینی بوده ­است که دارای تنوع قومی و مذهبی است؛ بنابراین تعمیم نظریة غیریت­‌سازی جهان غرب با جهان اسلام دربارۀ روسیه به­‌سادگی ممکن نیست چراکه گسترش امپراتوری روسیه در قرن­های گذشته به‌­رغم تلاش رهبران سیاسی برای غلبه فرهنگ و زبان روسی و مذهب ارتدکس تحت لوای ناسیونالیسم و کمونیسم بی­‌نتیجه ­مانده­ است؛ البته تفکری در روسیه وجود دارد که معتقد است برای آینده این کشور باید شرایط جدید را پذیرفت و روسیۀ نوین را برپایة ملت و فرهنگ روس و جدای از اقوام دیگر پایه‌گذاری ­کرد (زیمون،152:1377). آنچه مسلم است برای سیاستمداران و ملت روسیه بسیار دشوار است که عطای عظمت گذشته را به لقایش ببخشند و با کوبیدن بر طبل جداسری و بیگانه­پنداری، اقلیت 20 میلیونی مسلمانان را نادیده­بگیرند؛ اما نباید این نکته را نادیده­گرفت که به‌هرحال، بخشی از فعالان و نخبگان با همکاری رسانه­ها بر طرح مفهوم «دیگری» تأکیدمی­کنند که البته این دیگری، فرهنگ غرب را نیز دربرمی­گیرد.

ازطرف­دیگر به لحاظ تاریخی، روسیه رابطه­ای به­کلی متفاوت با جهان  اسلام در مقایسه با غرب داشته­است؛ این رابطه متفاوت به ­دلیل مکان جغرافیایی روسیه است که میان اروپا- آسیا توسعه­یافته­است. در قرن هشتم میلادی، مورخان روسی راه داشتن به سمت شرق اسلامی را بازگوکرده­اند. در همین دوران است که میان دودمان­های روسیه با ساکنان سایر دشت­های وسیع به­خصوص با سایر عشایر ترک­نشین که بسیاری از آنها به دین اسلام گرویده­بودند تعاملی خودجوش به­وجودآمده­بود؛ به‌بیان­دیگر، برخلاف کشورهای غربی که مسلمانان از کشورهای دیگر به آنجا مهاجرت­کرده­اند، مسلمانان فدراسیون روسیه قرن­ها در تعامل و ارتباط با فرهنگ روس قرارداشته­اند و به­رغم سرکوب و خفقان در دوران­های مختلف، خود را صاحب حق سرزمینی، تشکیل ملت و فرهنگ مستقل می‌دانند؛ برای نمونه، برخی معتقدند اسلام به­طور تقریبی پیش­تر از مسیحیت و پیش از اینکه شاخه ارتدوکس به‌عنوان مذهب رسمی در منطقه «پاولژیه» (سواحل رودخانه‏ ولگا) پذیرفته­شود، به سرزمین روسیه، وارد شد (عسگریان، 205:1386)؛ این ارتباط همان­طورکه طی قرن­ها تجربه­شد برای طرف‌داران فرهنگ روسی، این امکان را فراهم­نمی­آورد که به­راحتی، هژمونی خود را بر سایر اقوام و گروه­های مذهبی تحمیل­کنند.

1-2- گسست تمدنی میان تمدن اسلاو و تمدن اسلامی

در مرز شمالی جهان اسلام، به­طور روزافزون، میان مسلمانان و ارتدکس‏ها درگیری رخ­داده­است؛ در این زمینه می‏توان از کشتار در بوسنی و سارایوو، خشونت میان صرب­ها و آلبانیایی‏ها، روابط متشنج بلغارها و اقلیت ترک در بلغارستان، خشونت در روابط مردم اوستی و اینگوش، کشتار پیوستۀ آذری‏ها و ارمنی‏ها از یکدیگر، تنش در روابط روس­ها و مسلمانان‏ آسیای مرکزی و اعزام نیروهای روسیه به قفقاز و آسیای مرکزی برای حمایت‏ از منافع روسیه، نام­برد. مذهب به احیای هویت قومی کمک­می‏کند و نگرانی‏ روس­ها را درخصوص امنیت مرزهای جنوبی دامن­می‏زند (هانتینگتون، 8:1372). آرچی روزولت می­گوید: «بخش اعظم تاریخ روسیه به نزاع اسلاوها و ترک‌ها در مرزهایشان مربوط است که به دوران تشکیل دولت روسیه‏ یعنی به پیش از ‌هزار سال پیش بازمی‏گردد. در مسئلة درگیری هزار سالة اسلاوها و همسایگان شرقی‏شان، نه­تنها شناخت تاریخ روسیه بلکه شناخت‏ شخصیت‏های روس جنبة کلیدی دارد. برای درک واقعیت­های امروز روسیه، شخص باید گروه بزرگ ترک‏نژادی را که قرن­ها روسیه را در اشغال­داشتند، بشناسد (هانتینگتون،8:1372).

نظریة هانتینگتون و شواهد ارائه‌شده در نظریۀ رویارویی تمدن­ها تا حدی از اختلاف­ها و منازعات عمیق میان تمدن­های اسلاو و تمدن­های اسلامی نشان­دارد؛ این منازعات، پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی شدت­گرفت اما به­نظرمی­رسد همان انتقادهایی که به نظریة غیریت­سازی فرهنگی وارد است در این نظریه نیز وجوددارد. در این نظریه نیز تمدن­ها به­عنوان کلیتی متحد و یکپارچه درنظرگرفته­می­شوند درحالی­که ما هنوز در دورانی به­سرمی­بریم که از نقش مؤثر دولت­های ملی در کنترل افکار و ارزش­ها کاسته نشده و درطرف­دیگر، کشورهای اسلامی که در مسیر گسل تمدنی قراردارند، کلیتی واحد را نمی­سازند و اختلاف­های بسیاری میان آنان وجوددارد. به زعم فواد عجمی، جهان اسلام از تفرقه‏ها رهائی نیافته و خطوط درگیری­ها حتی در منطقة قفقاز نیز برمبنای خطوط گسل میان تمدن­ها تعیین­نمی‏شود، بلکه منافع کشورها تعیین­کنندة خطوط درگیری‌هاست. درست است که به جهانی نوین وارد شده‏ایم، امّا تمدن­ها بر این جهان، حاکم‏ نیستند، هرچند وجوددارند و وفاداری­های تمدنی، هنوز ازمیان­نرفته‏­است. بدیهی است که دولت­ها تحت کنترل تمدن‌ها نیستند، بلکه تمدن‌ها را کنترل­می‏کنند؛ روابط خویشاوندی نیز وقتی برای دولت­ها اهمیت­می­یابد که منافعشان چنین ایجاب­کند؛ زیرا، در جهان امروز، هرکس ناگزیر است به فکر خود باشد (امیری، مجتبی، 38:1372)؛ برای نمونه، روابط کشورهای عربی خلیج فارس با غرب نشان­می­دهد که در این روابط، تمدن­ها نقش زیادی ایفانمی­کنند بلکه منافع ملی، مؤثرتر هستند؛ این موضوع دربارة روسیه نیز صادق است چنانچه بسیاری از سیاستمداران روسی همچنان بر بازگشت به دوران طلایی روسیه اصراردارند و برای دستیابی به این هدف دامن­زدن بر تفاوت­های قومی و مذهبی را نادرست می­دانند و نزدیکی بیش از اندازه به غرب را نیز تقبیح­می­کنند چراکه مدعی نقش مستقل در روابط جهانی هستند؛ به همین دلیل است که ولادیمیر پوتین، هم­زمان با شعارهای ملی­گرایانه بر بهبود روابط با مسلمانان نیز تأکیدمی­کند.

1-3- رادیکالیسم اسلامی و اسلام­ هراسی در روسیه

دولت روسیه حتی پیش از 11 سپتامبر و گسترش موج اسلام­هراسی در غرب، نسبت­به نقش گروه­های رادیکال اسلامی، مانند القاعده و نیز جمعیت­های اسلامی در جمهوری­های تازه­استقلال­یافته بدبین بوده­است. پژوهش انتظاری که خود به دلایل کاری، تجربۀ سفرهای متوالی به منطقه را داشته، نشان­می­دهد که روس­ها بعد از فروپاشی شوروی بر چندین مسئله به­عنوان تهدید امنیتی پای­فشرده­اند که یکی از مهم­ترین آنها خطر اسلام رادیکال است. مسئولان روسی، بارها بر خطر گروه­های اسلامی تندرو تأکیدکرده­اند و گاه حتی درخصوص آن به اغراق روی­آورده­اند؛ برای نمونه، ژنرال «لید» از فرماندهان نظامی برجستۀ روسیه در سال­های 1975-1976 م. و حتی پس از آن، چنان تصویر موحشی از القاعده و اسلام­گراها ارائه­می­کرد که گویی آنان قراراست پس از تصرف کشورهایی مانند تاجیکستان، ازبکستان و قزاقستان به یک خطر امنیتی فوری و مهم برای روسیه تبدیل­شوند (انتظاری، ۱۳۷۸: 171)؛ این در حالی است که همان زمان، نویسندگانی برجسته­، مانند الکساندر سولژنستین این جنجال و هیاهو بر سر بنیادگرایی اسلامی در روسیه را غیر‌واقعی و بیهوده مطرح­کرده­بودند (انتظاری، ۱۳۷۸: 172)؛ این ترس درباره طالبان نیز پیش از 11 سپتامبر 2001م. وجود­داشت چراکه این تحلیل بود که طالبان، درصدد نفوذ به کشورهای آسیای مرکزی و ایجاد آشوب و درگیری و شاید قدرت‌گرفتن گروه­های متمایل به بنیادگرایی در این کشورهاست.( انتظاری، ۱۳۷۸: 190)؛ درعین­حال، ایدئولوژی بنیادگرایی می­تواند برای روسیه در چچن، داغستان و ... دردسر­ساز شود چنانکه تاکنون این اتفاق­افتاده­است؛ اما نکتۀ اساسی، این است که جریان­های اسلامی متفاوتی در قفقاز وجوددارند که نمی­توانیم همۀ آنها را بنیادگرا بنامیم و آنچه وجوددارد اغراق در خطر بنیادگرایی یا مواجهه با هر خواست مردم مسلمان تحت برچسب بنیادگرایی برای نادیده­گرفتن آن است (انتظاری، ۱۳۷۸: ‌۲۲۵).

مقام­های روسی پس از فروپاشی شوروی، اسلام بنیادگرا را خطری بالفعل برای خود قلمدادکرده، نسبت­به آن هشداردادند و حتی پیمان­­های امنیتی با جمهوری­های تازه­استقلال­یافته ضد بنیادگرایی اسلامی و وهابیت منعقدکردند. آنچه مسلم است به­رغم اغراق در نقش مسلمانان رادیکال در ایجاد اسلام­هراسی در روسیه، کشتن غیرنظامیان در مترو مسکو و گروگان­گیری بیش از 1100 نفر در مدرسه­ای در شهر بسلان که به قتل عام 380 نفر منجرشد و مواردی از این دست، زمینه­های اسلام‌هراسی را در میان جامعه روسیه تقویت­کرده­اند.

‏1-4- عوامل گسترش اسلام‌­هراسی در روسیه

چنانچه بحث­شد، ریشه­های اسلام­هراسی در روسیه به­سادگی با نظرات رایج در غرب متناظر نیست و اوضاع اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و حتی جغرافیایی روسیه، شرایطی متفاوت را ایجادکرده‌اند؛ بنابراین در اینجا لازم است علاوه­بر موارد یادشده به عوامل دیگر اسلام­هراسی در روسیه اشاره­کرد؛ عواملی مانند عملکرد دولت در مواجهه با مسلمانان، نقش رسانه­ها و رشد ملی­گرایی افراطی.

برخورد تبعیض­آمیز مأموران پلیس روسیه با مهاجران مسلمان در قالب حساسیت، انزجار و گاه توهین به انجام فرایض دینی، به‌ویژه نماز جماعت، رفتارهای نژادپرستانه ضد دختران و زنان محجبه، وجود گروه‌هایی با عنوان کله‌پوستی با احساسات افراطی ناسیونالیستی و ملیت‌گرایی که اعمالی خشونت‌آمیز را از خود بروزمی‌دهند که بیشتر ضد مهاجران است که اغلب، مسلمان هستند؛ «ضرب و شتم و تحقیر مسلمانان در اماکن عمومی، اخراج خانم عزیزه سنگین آوا، مبلغ دین اسلام از شهر سیکتیوکار پس از حادثه انفجار در مترو مسکو، اخراج یک دانش­آموز کلاس پنجمی از مدرسه در جمهوری اینگوش به دلیل ایستادگی بر حجاب خود، تظاهرات ضد ساخت مسجد در شهر مسکو»، مواردی هستند که در این چندسال اخیر در روسیه مشاهده­شده­اند و هرچند نمی‌توان شدت رفتارهای ناشی از اسلام‌هراسی را هم­ردیف با اروپا توصیف­کرد، نگرانی­ها از رشد اسلام­هراسی در روسیه به مسئلة اجتماعی، فرهنگی،  سیاسی و امنیتی تبدیل­شده­است.

به­رغم بهبود وضعیت مسلمانان در سال­های اخیر، دولت همچنان حقوق مسلمانان را نقض­می­کند و می­کوشد با ایجاد نهادهای موازی، روحانیون مسلمان را تحت کنترل داشته­باشد؛ همچنین برخی از سیاستمداران با توجه به نیاز مخاطبان با طرح شعارهای ملی­گرایانه و نفی اقوام و مذاهب دیگر ازجمله اسلام بر گسترش این طرح در میان گروه­های افراطی دامن­می­زنند.

عامل مهم دیگر در گسترش اسلام­هراسی، رسانه­­ها هستند. برخی از رسانه­های روسیه با ارائۀ تصویری مخدوش از مسلمانان، همانند همتایانشان در غرب، بسیاری از ناکامی­های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را به مسلمانان نسبت­می­دهند؛ این رسانه­ها با دادن تصویری یکپارچه، هویتی واحد برای مسلمانان ترسیم­می­کنند که مخالف توسعه، مدرنیته و دموکراسی است. هرچند نقش رادیکالیسم اسلامی در این میان نبایدنادیده­گرفته­شود. علاوه­بر رسانه­های روسی، به دلیل فراگیرشدن ارتباط جهانی، بسیاری از روس­ها در معرض تبلیغات رایج در رسانه­های غربی قرارمی­گیرند که به­ویژه بعد از 11 سپتامبر افزایشی چشمگیر یافته­است. الیزابت پول در دایره­المعارف مطالعات نژاد و قومیت از رسانه­های غربی به دلیل نقشی که در بروز اسلام­هراسی داشتند انتقادمی­کند. از نظر او آنچه در رسانه‌ها دربارۀ اسلام مطرح است به شکل­گرفتن ذهنیت منفی از مسلمانان به­عنوان تهدیدی جدی برای امنیت و ارزش­های غربی منجرمی­شود.

ازجمله عوامل رشد اسلام­هراسی، گسترش ملی­گرایی افراطی است؛ این عامل با نگرانی درخصوص روند دموگرافیک روسیه و ترکیب جمعیتی آن گره­خورده­است. با توجه به پیش‌بینی­های گوناگون، جمعیت روسیه از رقم 143 میلیون به دلیل رشد منفی میان اقوام روسی به 100 یا حتی 80 میلیون خواهدرسید. به­طور تقریبی، هر روز، گزارشی از یکی از شهرهای روسیه درخصوص جنایتی با انگیزه‌های نژادپرستانه در رسانه‌های این کشور منتشرمی‌شود؛ این اقدام­ها به گسترش بی‌سابقۀ اندیشۀ «راسیسم» معطوف­اند که هدف آن، ایجاد جامعه­ای به­طور کامل، روس (اسلاو) و پاک­کردن روسیه از ملیت‌های غیراسلاو و خارجیان است (McLennan, 2005: 15)؛ رهبران گروه‌های نژادپرست به پیروان خود می‌آموزند که هرچه بدی است از خارجی‌ها ناشی می‌شود و باید با آنها با قدرت مقابله­کرد؛ تشدید فعالیت این گروه‌ها طی سال‌های اخیر به حدی بوده که سازمان‌ها و نهادهای حقوق بشر بین‌المللی بارها به مقام­های روسیه درخصوص اهمال و عدم توجه جدی به گسترش این پدیده هشدارداده‌اند (2006: 24“Праграмма гаражданских дествиней против фащизма”) . هر‌چند خاستگاه اصلی «کله‌پوستی‌‌»ها بریتانیا و گسترده‌ترین محل فعالیت آنها، آلمان بوده و هر‌چند، روسیه بیش از هر کشور دیگری در مقابل نازی‌ها جنگیده، از آنها نفرت­داشته، در شکست آنها سهم­داشته­اند، مرور تحول­های سال‌های اخیر در روسیه از آن حکایت­دارد که ایدئولوژی نئونازیسم، بیش از هر کشور دیگری در جامعه روسیه پس از شوروی شیوع­یافته­است (урсул 2008: 39).

همۀ «کله‌پوستی‌»‌ها در شعار «روسیه برای روس‌ها» مشترک­اند و مسئله‌ای که بیش از هر چیز، آنها را با یکدیگر متحدمی‌کند، نفرت از خارجی‌ها به­ویژه مهاجران آسیای مرکزی و قفقاز، آسیایی‌ها و آفریقایی‌هایِ (به­طورکلی سیاهانِ) حاضر در روسیه است که به­صورت ضرب و شتم شدید و قتل آنها نمود بیرونی می‌یابد. ملیّت‌های غیراسلاوِ روسیه ازجمله اتباع قفقاز شمالی (به‌ویژه چچنی‌ها و داغستانی‌ها) و همچنین یهودیان ازجمله شهروندان این کشور هستند که در کنار خارجی‌ها، زیر شعار مقابله با «دشمنان ملتِ» هدف حملۀ گروه‌های «کله‌پوستی‌»‌ قرارمی‌گیرند؛ البته در بسیاری موارد، ملیت برای «کله‌پوستی‌»‌ها مطرح نیست و غیراسلاو و غیرسفیدبودن، مهم‌ترین دلیل نفرت و انگیزه اقدام‌های خشونت‌آمیز آنهاست (Nadezhdina, 2007: 27).

نتیجه­‌گیری

اسلام­هراسی پدیده­ای رو به رشد در روسیه محسوب­می­شود که بیش از آنکه آن را محصول نفوذ اندیشۀ غربی بدانیم، باید ریشه­های آن را در خود جامعۀ روسیه جستجوکرد. به­نظرمی­رسد کشور روسیه با خلق مفهوم «دیگری» بیش از آنکه بخواهد یکپارچگی خود را حفظ­کند درصدد است با طرح این مفهوم، این یکپارچگی را بناکند؛ بنابراین بیشتر از مفهوم ملیت و بازگشت به دوران طلایی سخن­می­گوید؛ این دیگری همان اندازه که شامل گرو­های قومی و مذهبی درون حوزه نفوذ روسیه می­شود فرهنگ غربی را نیز دربرمی­گیرد.

ازطرف­دیگر، موقعیت روسیه در منطقه باعث شده­است که دولت در جستجوی منافع ملی و حفظ فاصله با جهان غرب (در جهت بازگشت به دوران طلایی) تنش­ها و اختلاف­های ناشی از گسست تمدنی (ارزش­های متضاد) با مسلمانان را کاهش­دهد یا درصدد کم­رنگ جلوه­دادن آن باشد.

در میان عواملی که برای اسلام­هراسی در روسیه بیان­کردیم، به­نظرمی­رسد عامل نسبت­دادن حملات تروریستی و انتحاری به مسلمانان افراطی در بروز ذهنیت ترس از اسلام در میان اقشار غیرمسلمان روسیه نقشی مؤثرتر دارد، چراکه ترسی است که به­صورت عینی می­توان­احساس­کرد و چندان به آینده­نگری نیازندارد.

عوامل دیگر، مانند عملکرد دولت­، رسانه­ها و رشد اندیشه­های ملی­گرایی افراطی و ترس از رشد جمعیت مسلمانان در گسترش اسلام­هراسی، اهمیت­دارند؛ البته به­نظرمی­رسد درک این عامل در میان توده مردم، اهمیتی کمتر داشته­باشد.

آنچه حائز اهمیت است اینکه دولت روسیه بدون یاری اقوام و مذاهب فدراسیون روسیه قادر نخواهد­بود به نقش تأثیرگذارش در گذشته دست­یابد و با ساختار­های گذشته (زور و ارعاب) نیز امکان یکپارچه­سازی یک ملت، ممکن نیست؛ بنابراین باید به­جای تقویت شکاف­های ملی و مذهبی تلاش­کند گروه­های مختلف را متحدکرده، از تکرار حوادث جلوگیری­کند؛ ازسوی­دیگر، گروه­های مسلمان باید در شیوه تبلیغ و گسترش اسلام، نهایت هوشیاری را به­خرج­داده، با استفاده از امکانات رسانه­ای، تصویر مخدوش­شده­ اسلام توسط گروه­های افراطی را تصحیح­کنند.
مراجع

فهرست منابع

1- منابع فارسی

-      افخمی، حیسنعلی و م نیک ملکی (۱۳۸۸). «اسلام­هراسی در اروپا: بررسی موردی فیلم «فتنه». فصلنامه رسانه، پاییز، شماره 79.

-      امیری، مجتبی (۱۳۷۲). «نظریه رویاروئی تمدن‌ها از دیدگاه منتقدان». مجله اطلاعات سیاسی-اقتصادی، مهر و آبان، شماره 73 و 74.

-   ان‍ت‍ظاری‌، ح‍س‍ی‍ن‍ع‍ل‍ی (۱۳۷۸- ۱۳۷۹). ن‍ق‍ش‌ ب‍ن‍یادگ‍رای‍ی‌ (وه‍اب‍ی‍ت‌) در آس‍ی‍ای‌ م‍رک‍زی‌ و ق‍ف‍ق‍از [پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه‌ ک‍ارش‍ن‍اس‍ی‌ ارش‍د]، ت‍ه‍ران: ‌دان‍ش‍گ‍اه‌ آزاد اس‍لام‍ی‌، واح‍د ت‍ه‍ران‌ م‍رک‍ز.

-      بازرگان، عباس؛ زهره سرمد و الهه حجازی (۱۳۸۳). روش‌های تحقیق در علوم رفتاری، تهران، انشارات آگاه.

-      سعید، ادوارد (1379). اسلام رسانه­ها، ترجمه اکبر افسری، توس.

-   فدراسیون بین‌المللی حقوق بشر هلسینکی (IHF)؛ [محقق آن. سوفی‌نیمان]، تبعیض و ناشکیبایی علیه مسلمانان در اتحادیه اروپا بعد از 11 سپتامبر؛ گزارش فدراسیون بین‌المللی حقوق بشر هلسینکی؛ مترجم علی مرشدی‌زاد، تهران: پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، 1388.

-      جلایی ­پور، محمدرضا (1376). «نیروی ناسیونالیسم: کنترل و رهایی آن در شوروی سابق». مجله مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، زمستان، شماره 20.

-      دیاب، احمد (۱۳۸۵). «بحران جمعیت در روسیه». فصلنامه ایراس، شماره 7، خرداد.

-      زیدالشمری، ثقیل ابن سایر (1388). اسلام و تروریسم، مجموعه مقالات همایش جهانی اسلام قربانی تروریسم، تهران: انتشارات پرتو واقعه.

-      زیمون، گرهارد (۱۳۷۷). «ملیت روسی و کثرت قومی». ترجمه لادن مختاری، مجله مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، شماره24.

-      سعید، ادوارد (1378). پوشش خبری اسلام در غرب، ترجمه عبدالرحیم گواهی، دفتر نشر فرهنگِ اسلامی، چ1.

-      سنایی، مهدی (1385). «اسلام در روسیه: دوره اول شکل‌گیری». فصلنامه مطالعات روسیه، آسیای مرکزی و قفقاز (ایراس)، سال اول، شماره 2.

-      شیمل، آنه ماری (1375). درآمدی بر اسلام، ترجمه دکتر عبدالرحیم گواهی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

-   صالحی، غلامرضا (1388). زمینه‌ها و راهکارهای مقابله با تروریسم در جهان اسلام، مجموعه مقالات همایش جهانی اسلام قربانی تروریسم، تهران: انتشارات پرتو واقعه.

-      عسگریان، عباس­قلی (1386). «جوامع مسلمان و سازمان‌های اسلامی فدراسیون روسیه». مجله مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، شماره 59.

-      عنایت، حمید (1358). سیری در اندیشه سیاسی غرب، تهران: انتشارات امیر کبیر.

-      کولایی ا. و س.م. حسینی (1389). «رویارویی روسیه با چچن: زندگی در مرز خشونت». فصلنامه مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، شماره 71.

-      مرشدی‌زاد، علی و زاهد غفاری هشتجین (1386). «اسلام هراسی در اروپا؛ ریشه‌ها و عوامل». دانش سیاسی، شماره 2.

-      نقیب­زاده، احمد (1384). سیمای اسلام و مسلمانان در ادبیات فرانسه زبان پس از 11 سپتامبر 2001م، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی.

-      هانتینگتون، ساموئل (1372). «رویارویی تمدن­ها». ترجمه مجتبی امیری، اطلاعات سیاسی- اقتصادی، خرداد و تیر- شماره 69 و 70.

-      هینلز، جان راسل (1386). راهنمای ادیان زنده، ترجمه عبدالرحیم گواهی، قم: نشر بوستان کتاب.

2- منابع روسی

-      Канах А.М. (2008), Исламофобия как политическое  явление  XXI века, висник СевДТУ, вип. 91.

-      Малашенко Алексей (2006),  Возрождение ислама, происходящее в России в течение двух последних десятилетий, противоречиво по своим последствиям, Ислам и политика в России, декабрь 2006.

-      Праграма Гражданских Действий против Фашизма (2006), SOVA Центр, xeno.sovacenter.ru

-      урсул, виталий (2008) “Скинхеды: Миф или Реальность в Современной России” , Власть.

3- منابع انگلیسی

-      Benn, T. & Jawad, H. (2004), Muslim Women in theUnited Kingdomand Beyond: Experiences and Images.

-      Egorova, Y. & Tudor, P. (2003), Jews, Muslims, and Mass Media: Mediating the 'Other', London: Routledge Curzon.

-      Fredman S. (2001), Discrimination and Human Rights, OxfordUniversityPress.

-      Hunter, Shireen. T (2003), Islam inRussia, the politics of identity and security,Armonk,NY: me. Sharpe.

-      Johnson, M. R. D., Soydan, H; Williams, C. (1998), Social Work and Minorities: European Perspectives, London; New York: Routledge.

-      LeGendre, Paul (2006) “Minorities under Siege: Hate Crimes and Intolerance in the Russian Federation”. Human Rights First: 1-25.

-      Malashenko, Alexey (2006)," Islam In Russia In 2020", in: Amel Boubekeur, Samir Amghar, Rob De Wijk & Alexey Malashenko, Between Suicide Bombings and The Burning Banlieues, The Multiple Crises of Europe’s parallel Societies, European Security Forum: A Joint Initiative of CEPS, IISS & DCAF, ESF working paper no. 22, June  2006.

-      Maryniak, Irena (1999), "After the fall:Russiaand the Religion, (In God we trust)".

-      Miles, R. & Brown, M. (2003), Racism, London; New York: Routledge.

-      Sotnichenko Alexander (2009),''islam – Russian orthodox church relation and the state in the post-communistRussia", politics and religion, N 2/2009 Vol. 3.

4- منابع الکترونیکی

-      اهانت به قبور مسلمانان در روسیه، بازیابی ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ از

http://www.taghribnews.com/vdciy5aw.t1aup2bcct.html

-      اهانت به مسلمانان در روسیه، بازیابی ۸ مرداد ۱۳۹۰ از

http://www.taghribnews.com/vdciquaw.t1avu2bcct.html

-      توهین به مسلمانان در راهپیمایی ملی‌گرایان روس، بازیابی ۲۲ آبان ۱۳۹۰ از

http://www.islamtimes.org/vdcdxs0foyt0fk6.2a2y.html

-      روسیه بخش جدایی‌ناپذیر جهان اسلام است (۱۳۸۹)، بازیابی ۶ تیر ۱۳۸۹ از

http://khabaronline.ir/news-71305.aspx

-      شریفی، زهرا (1389)، تروریسم و مسلمانان در روسیه، بازیابی آذر ۱۳۸۹ از

http://iras.ir/prtexx8z.jh8eei9bbj.html

-      محبیان، امیر (1389)، اسلام، اسلام­ستیزی و مدیریت ادراک، http://www.irdc.ir

-      Charny, Semyon (2005), “Racism, Xenophobia, Ethnic Discrimination and Anti-Semitism in Russia”, Moscow Bureau for Human Rights, www.internal-displacement.org

-      Gudkov, Lev and Dubin, Boris (2006) “Privatizatsii Politsii”, Levada Analytical Center, www.publicverdict.org

-      McLennan, Keith (2005) “Racism in Russia”, http://www.betteredit.com

-      Nadezhdina, Sasha (2007), Racist Attacks Threaten Multiculturalism in Russia, ABCnews, www.abcnews.go.com

-      Zaitchik, Alexander and Ames, Mark (2007) “Skinhead Violence Rising in Russia”, The Nation, www.thenation.com

-      Prazauskas,  Algis, “Russiaand Islam,”

     http://www.sipa.columbia.edu/ece/research/intermarium/vol8no3/russia-and-islam.pdf (accessed 29 Jan. 2008).

-      Бокова Н. (2010), Существует ли исламофобия в России?, www.islamonline.ru

 
برگرفته از:
وبسایت فصلنامه مطالعات جهان اسلام
آخرین ویرایش در 1396 بهمن 18